برای فرشته ی نقاشم که با آمدنش زندگی ام را نقاشی کرد
سلام مادری من همه ی زندگی من ،روز دوشنبه یکی از نگرانی هام به پایان رسید وقتی کوچولو بودی می خواستم ختنه ات کنم اما دکترت،دکتر خسروی گفت چرا می خوای ختنه اش کنی و گفت بعد هم که بزرگتر شد این کار را بکن و من همه اش دلهره داشتم که اگه 2 یا 3 ساله بشی سخت باشه برات به همین خاطر تصمیم گرفتم و دیگه به حرف هیچ کس گوش ندادم و دوشنبه ختنه ات کردیم دکتر موحد ختنه ات کرد ،الهی برات بمیرم خیلی ترسیدی و ازیت شدی همه اش می گفتم ای کاش تا نی نی بودی ختنه ات کرده بودم از شب قبلش یه دلشوره خیلی بدی داشتم ولی الان آسوده شدم ولی هنوز خوب خوب نشدی ، این کوتاهی من را ببخش .... د...
نویسنده :
مامان سامیار کوچولو
13:33









